عاشقانه های من و تو
❤❤ しѺ√乇 ❤❤
نشسته ام روی نیمکت خاطره ها حسرت یک نگاه دور دست ها ، انتظار یک صدا ناگهان غرش ابر تند تند بارشِ بارن و تگرگ می خورد بر تن آن درخت می ریزد برگ های زرد می کنند از جو عبور می روند دریای دور
****
آسمان ها خورد ترک از پس آن نورِ سرد خشمگین شد هوا نم نمک رفتند بخواب خام شد خاطره ها
شاعر احسان جاوید
نظرات شما عزیزان: hasti
![]() ساعت18:24---24 بهمن 1391
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی چه نیازی چه غمی است یا نگاه تو ،که پر از عصمت راز بر من افتد چه عذاب و ستمی است دردم این نیست ولی… دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم… تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم... دو شنبه 13 آذر 1391برچسب:, :: 13:42 :: نويسنده : احسان
موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها نويسندگان |
||
![]() |